تبلیغات
نوه های بابا كرم و ننه نارنج - 3دنگ3دنگ.....!!!!!!!!!!!

طنز جالب سه دوست زرنگ و نهار مجانی

 

سه دوست با هم همسفر بودند و پولی همراه نداشتند . چون گرسنه گشتند ، وارد قهوه خانه ای شدند و جدا از هم نشسته و سفارش ناهار دادند . وقتی که ناهار خود را خوردند نفر اول از جای خود برخاسته ، نزد قهوه چی رفت و گفت :

بقیه پول مرا مرحمت کنید .

قهوه چی که پول نگرفته بود ، عصبانی شد و گفت :

تو هنوز پولی به من ندادی که بقیه آن را مطالبه میکنی .

بحث بالا گرفت و مردم گرد آنان جمع شدند و یکی گفت :

قهوه چی درست فکر کن ، شاید پولی گرفته باشی . در این میان نفر دوم هم پیش آمد و گفت :

ای مردم ، این مرد بیچاره همان موقع که من پول میدادم ، پول ناهارش را داد .

قهوه چی با آن مرد دوم نیز بنای مجادله را گذاشت که دید نفر سوم وسط قهوه خانه نشسته و زار زار گریه میکند .

دل مردم به حال او سوخت ، پرسیدند : تو چرا گریه می کنی ؟

نفر سوم با لهجه ای شیرین گفت : می ترسم مال مرا هم حاشا کند !




تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392 | 06:09 ب.ظ | نویسنده : فاطمه غ | نظرات